تبليغاتX
لحظات سبز

لحظات سبز

www.greenpeople.blogfa.com

نماینده مجلس: قوه قضاییه نقش رادان در کهریزک را روشن کند

 
 
باید در گزارش به شایعه دفن دسته ‌جمعی اشاره می شد

شبکه جنبش راه سبز (جرس): داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس طی یاداشتی با اشاره به قرائت گزارش کمیته ویژه مجلس پیرامون بازداشتگاه کهریزک نوشت: گزارش ارائه شده از سوی كمیته ویژه مجلس اگر چه اقدامی مثبت است اما دارای زوایای مغفول ماند‌ه‌ای است كه نمی‌توان و نباید از آن عبور كرد.

 

بی شك اگر مبنا را گزارش مذكور قرار دهیم جرائمی مشخص اتفاق افتاده و این جرائم مقصرانی دارد كه باید معرفی شوند.می‌باید آمرین به اعمالی كه منجر به قتل‌ها شده و عاملان ضرب وشتم‌ها و اجرا كنندگان دستورات غیرقانونی معرفی و با آنها برخورد لازم صورت گیرد.

در گزارش كمیته ویژه همچنین به عدم رعایت حقوق متهمین نیز اشاره شده بود. ناگفته پیداست در قوانین عادی و قانون اساسی حقوقی را برای متهمان در نظر گرفته‌اند و متهم باید از آن حقوق برخورد دار باشد و بر اساس آن حقوق با متهم رفتار شود.

با توجه به متون فقهی و قانونی ما، متهم كسی نیست كه تمام حقوقش را سلب كرده باشند و كسی حق داشته باشد كه هرگونه می‌خواهد با او رفتار كند. افكار عمومی در پی آن هستند تا مشخص شود افرادی كه از آنها با عنوان «خودسرها»یاد می‌شود چه كسانی هستند؛اینكه با افرادی كه هزینه‌هایی را برای مردم و نظام ایجاد كرده‌اند چگونه برخورد خواهد شد.همچنین با نظر به تایید نقش قاضی مرتضوی در حوادث كهریزك انتظار می‌رود دستگاه قضایی ضمن بررسی و برخورد هرچه سریعتر در این خصوص، برای روشن شدن نقش سردار رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی تلاش شود.

این وظیفه دستگاه قضایی است كه بررسی كند، آنچه كه در گزارش آمده باید مبنا قرار گیرد، حدود هشت ماه برای این گزارش وقت گذاشته شده و انتظارات فراوانی ا یجاد شده كه در این موارد بررسی و برخورد صورت گیرد.

آنچه مشخص است مجازات آمران و عاملان باید در دستور كار باشد، سرنخ‌هایی در این گزارش داده شده و تا حدودی مشخص شده چه كسانی مقصر بوده و كوتاهی كرده‌اند، چراكه با قرائت گزارش مشخص شد.

تعمدی در رفتارهای خلاف قانون در بازداشتگاه‌ها و برخوردهای صورت گرفته وجود داشته كه باید مشخص شود براساس چه انگیزه‌ای كار خلاف قانون و شرع صورت گرفته است؟


زوایای پنهانی در ارتباط با حوادث در گزارش وجود دارد بخصوص در مورد پزشك كهریزك كه معمایی را مرگ او در ذهن افكار عمومی ایجاد كرده است. این گونه مسائل خوب بود در گزارش پیگیری شود. به هر حال شایعه‌هایی راجع به شخص خاصی مانند رادان هم مطرح شده بود كه اكنون بلاتكلیف مانده است. البته در گزارش به طور كلی به نیروی انتظامی پرداخته شد و اما نیاز جدی وجود دارد كه به صورت مصداقی توسط دستگاه قضایی مقصران نیروی انتظامی مشخص شوند.بی‌شك وقتی گفته می‌شود در نیروی انتظامی كوتاهی شده و در آنجا برخی فراتر از قانون اقداماتی انجام داده‌اند، بر اساس سلسله مراتب در نیروی انتظامی اگر نیرویی از دستورات مافوقش پیروی كرده این مافوق است كه در مظان اتهام است.

شایعاتی نیز درباره دفن دسته‌جمعی برخی در حوادث پس از انتخابات مطرح شده بود كه مورد اشاره قرار نگرفته است.باید به این شایعه‌ها برای رفع كدورت از ذهن افكار عمومی پاسخ داده می‌شد.

در خاتمه تاكید می‌شود گزارش در این حد هم نقطه امیدی است كه در كشور قانون حاكم است و هر كس خلاف آن عمل نماید كند باید در انتظار رسیدگی به آن باشد. به هر حال اینكه گزارش كمیته پس از مدت طولانی قرائت شده، وظیفه دستگاه قضایی را نیز جدی‌ترمی‌كند چه اینكه برخی متهمان این گزارش همچنان به فعالیت در مسئولیت‌های دولتی یا نظامی مشغول هستند و پیگیری بدون فوت وقت آن از سوی دستگاه قضایی می‌تواند اعتماد عمومی به رعایت قوانین در كشور را تقویت نماید.

افكار عمومی با توجه به آنچه در ماههای اخیر در كشور رخ داده در انتظار برخورد با آمرین و عاملان برخی تخلف‌ها هستند.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/03ساعت 16:32  توسط مهدی 

اعلام آمادگی مصطفی تاج‌زاده  و فیض الله عرب سرخی برای حضور در مناظره«رو به فردا»

شبکه جنبش راه سبز (جرس): سیدمصطفی تاج‌زاده، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت ، و فیض الله عب سرخی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین برای حضور در برنامه رو به فردا اعلام آمادگی کردند.

فخرالسادات محتشمی‌پور در گفتگو با «پارلمان‌نیوز»، در پاسخ به این سئوال که آیا در صورتی که صدا و سیما بخواهد در برنامه رو به فردا یا یک برنامه مناظره دیگر از تاج‌زاده برای شرکت و گفت‌و‌گو درباره مسایل انتخابات که ایشان متهم هستند شرکت کند آمادگی دارند، گفت:« آقای تاج‌زاده بارها برای حضور در برنامه زنده تلویزیونی و رسانه میلی! اعلام آمادگی کرده است.»

وی تاکید کرد:« با توجه به شناختی که من از ایشان دارم، آقای تاج‌زاده آماده است با شرکت در برنامه مناظره از اتهاماتی که به او سایر اصلاح‌طلبان دربند زده شده دفاع کند و پاسخگو باشند.»

محتشمی‌پور با بیان اینکه وقتی آقایان عطریان‌فر، شریعتی و حجاریان را در زمانیکه متهم هستند به برنامه تلویزیونی می‌آورند تا درباره انتخابات و حوادث پس از آن حرف بزنند خوب است که اکنون تاج‌‌زاده و امین‌زاده و … را هم بیاورند تا درباره انتخابات و مسائل بعد از آن توضیح دهند گفت:«آقای تاج‌زاده آمادگی شرکت در هر برنامه زنده‌ای اما نه برنامه ضبط شده را دارد.»

همسر تاج‌زاده گفت:«در مدت بازداشت همسرم ایشان اعلام کرده است حاضر است در یک برنامه با حسین شریعتمداری شرکت کند و بدون اینکه هیچ سندی در اختیار داشته باشد اثبات کند چه کسانی در طول ۲۵ سال گذشته بیشترین خدمت را به آمریکا و انگلیس کرده‌اند.»

محتشمی‌پور همچنین برنامه روز پنجشنبه رو به فردا که با حضور بروجردی و حسینیان برگزار شد را نه یک «مناظره» که یک «مراوده» خواند.

آمادگی عرب سرخی

همچنین همسر فیض‌الله عرب سرخی گفت:«اگر سانسور تهدید و ارعاب و تخریب بدون فرصت دفاع قبل و بعد از مناظره‌ها در رسانه ملی نباشد، همسرم آمادگی شرکت در هر برنامه‌ای برای دفاع از عملکرد خود را دارد.»

مریم قدس در گفتگو با«پارلمان‌نیوز»، درباره آمادگی همسرش برای شرکت در برنامه رو به فردا و یا یک مناظره تلویزیونی برای دفاع از خود و همفکرانش، اظهار داشت:«اگر بر برگزاری علنی دادگاه‌ها تاکید داریم به این دلیل است که مطمئن هستیم دلایل و مستندات کافی برای اثبات بی‌گناهی و دفاع از عملکرد زندانیان سیاسی بازداشت شده پس از انتخابات وجود دارد.»

وی تاکید کرد:« فکر می‌کنم اگر تصمیم جمعی گرفته شود و تضمینی برای اجازه صحبت صریح به همسرم داده شود ایشان آمادگی دفاع از عملکردش در هر برنامه و دادگاهی را دارد.»

قدس با اشاره به مناظره‌ای که اطاعت در آن شرکت کرده بود، گفت:«بعد از آن مناظره دیدم که چگونه به تخطئه و تخریب آقای اطاعت پرداختند بدون آنکه فرصت دفاعی برای ایشان باشد.»

همسر عرب‌سرخی با تاکید براینکه رسانه ملی تاکنون جهت‌دار عمل کرده و بی‌طرف نبوده است، تصریح کرد:« این موضوع موجب نگرانی از شرکت در برنامه‌های صدا و سیما می‌شود اما اگر آقایان تعهد بدهند تهید وارعابی در کار نیست و بعد از مناظره به تخریب افراد بدون آنکه فرصت دفاع به آنها بدهند، نمی‌پردازند، بله همسرم در برنامه مناظره شرکت می‌کند.»

امنیت را برقرار کنید

از سوی دیگرنماینده‌ مردم قزوین در مجلس  به بیان شروطی برای حضور مناظره‌كنندگان در صدا و سیما پرداخت و توضیح داد:«اگر فردی در صدا و سیما آزادانه به بیان سخنانش پرداخت نباید شرایط به گونه‌ای برایش فراهم شود كه در روزهای بعدی گروهی در شهر آن فرد، علیه او معركه راه انداخته و حركات ناپسند و تخریبی انجام دهند. به عبارت دیگر باید امنیت مناظره كنندگان در شهرها و محل كارشان تضمین شود.»

علیخانی در گفتگو با ایسنا برگزاری نشست بین جریان‌های سیاسی را منوط به فراهم شدن زمینه و شرایط لازم از سوی دستگاه‌های ذی‌ربط عنوان و خاطرنشان كرد:«صدا و سیما باید با فراهم كردن زمینه‌های لازم برای برگزاری مناظره‌ها و گفت‌وگو بین جریانات سیاسی گذشته‌ها را جبران كند؛ چرا كه تنها آمادگی افراد برای بیان نقطه‌نظرات نمی‌تواند شرایط را برای این گفت‌وگو فراهم كند.»

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/03ساعت 16:29  توسط مهدی 

دراین لحظه برای نابودی سریع تراین نظام دعاکنیم...

اتهام: نامه سرگشاده به آقای سیدعلی خامنه ای

حمید تکاپو


شبکه جنبش راه سبز(جرس): "جناب آقای خامنه ای، "گمان نمی‌کنم در دیدگاه شما بقای عزتمندانه، بدتر از سناریوی جایگزین، یعنی حذف نظام و سرنوشتی مشابه میلوشوویچ ،ملاعمر و صدام حسین برای رهبری باشد."۱، "تبعات این حضور همه جانبه شما و روحانیان بر مقدرات محوری کشور، این شدکه از هر سخن مخالف بهراسیم و از هر نوشته و اشارۀ مخالف بلرزیم"۲، دو عبارت از نامه های سرگشادۀ احمد قابل پژوهشگر و منتقد زندانی و همچنین محمد نوری زاد، نویسنده و فیلمساز سابقا اصولگرا و امروزه محبوس در زندان است که خطاب به آیت الله علی خامنه ای نگاشته بودند.

 

امروز نه تنها احمد قابل در حبس است، بلکه محمد نوری زاد، احمد زیدآبادی، محمد ملکی و حشمت الله طبرزدی نیز که طی این سالها نامه هایی انتقادی - و سرگشاده- به رهبر جمهوری اسلامی نگاشته بودند، ماههاست در مَحبَس و سلول انفرادی به سر می برند؛ همچنانکه پیش از این و طی سالهایی که ایشان بر تخت ولایت تکیه زده اند، سعیدی سیرجانی۳، قاسم شعله سعدی۴، محسن سازگارا۵، نورالدین کیانوری۶، آیت الله طاهری۷، ابراهیم نبوی۸، امیرفرشاد ابراهیمی۹ و کسانی دیگر نیز، در انتقاد از وضعیت موجود و مسئولیتی که متوجه رهبر می دانستند، واقعیاتی را در قالب نامه های سرگشاده انتشار دادند، که البته یکی در زندان جان باخت و دیگری خانه نشین شد یا ا بعضا جلای وطن کردند و در تبعیدی ناخواسته ماندگار شدند.

 

در چند صباح اخیر و هنگامۀ انتخابات ریاست جمهوری یا پس از آن نیز، گروهی از چهره ها و اساتیدی چون دکتر عبدالکریم سروش۱۰، اکبر اعلمی۱۱، دکتر پیام فاضل۱۲، مهندس عبدالعلی بازرگان۱۳، همچنین تعداد زیادی از استادان دانشگاه و محققین و نویسنده های سرشناس، رهبری را نسبت به وقایع و فجایع زنهار داده و نامه هایی سرگشاده خطاب به وی نوشتند.۱۴

 

اینکه آیت الله علی خامنه ای در مقامِ ولیّ مطلقۀ فقیه، نامه های سرگشاده را چگونه ارزیابی یا حتی مطالعه نموده، یااینکه چه میزان این نامه ها اثربخش بوده، شاید در نوشتاری دیگر مورد سنجش قرار گیرد؛ اما آنچه در این مقال خواهد آمد، بخشی از نامه های سرگشاده و دلیرانۀ کسانی ست که امروز به اتهام گفتن حق و هویدا نمودن مظالم، در زندان به سر می برند ...

 

 

طرح دو پرسش از رهبر

 

دکتر احمد زیدآبادی محقق، روزنامه‌نگار و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) که از نیمه شب ۳۱ خرداد ماه و یک هفته پس از کودتا دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل شده، برای سومین بار است که به خاطر نوشته ها و حقگوئیش، در جمهوری اسلامی به محبس می رود. دادگاه انقلاب زیدآبادی را به ۶ سال زندان، ۵ سال تبعید و محرومیت مادام العمر از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی محکوم کرده است. این فعال سیاسی در ۲۲ فروردین امسال نامه ای سرگشاده به رهبری نوشت۱۵ و ضمن اینکه از انتقادناپذیری وی انتقاد کرده بود، با طرح دو پرسش، ایشان را نسبت به وقایع کشور به چالش کشید. خانم مهدیه محمدی همسر احمد زیدآبادی معتقد است "مهمترین اتهام او نگارش نامه سرگشاده خطاب به مقام رهبری بوده که در سایتها منتشر شده است." احمد زیدآبادی در مقدمۀ نامه خود به آیت الله خامنه ای با ذکر این نکته که "آنچه می‌خواهم مطرح کنم در شمار مسائل شخصی نیست که نیازمند ارسال نامه خصوصی باشد، بلکه قصد دارم برخی از مشکلات رویاروی جامعه را طرح کنم و نظر رهبری را هم در این باره جویا شوم"، خطاب به خامنه ای پرسید "به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و یا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و یا نقد گفته‌ و عملکرد وی، عملا در جامعه ایران ممنوع است؟" وی در این مورد به سیره عملی بزرگان دین اشاره کرد که "کلام را با کلام پاسخ داده‌اند و نه با تشکیل پرونده و ارجاع به مجازات." زیدآبادی تصریح کرده بود "مصونیت رهبری از طرح پرسش و انتقاد در جامعه ما، نه فقط سابقه‌ای در شرع ندارد، بلکه بدعتی بیسابقه در تفکر اسلامی به شمار می‌رود ." این محقق در پرسشی دیگر پیرامون مسئله هسته ای و اولویتهای اصلی کشور پرسید "چرا ایشان اصرار دارند که همه ایرانیان ارزیابی ایشان را از شرایط داشته باشند و اگر جز این باشد به تعبیر وی حرف دشمن را تکرار می‌کنند و یا به گفته برخی از مقام‌های امنیتی، از عوامل دشمن هستند."

 

زیدآبادی چندی پیش از سوی انجمن جهانی روزنامه‌ها و ناشران خبر جهان، جایزه قلم زرین آزادی سال را دریافت کرد و همزمان دادگاه تجدیدنظر، احکام حبس و تبعید و محرومیت این نویسندۀ دلیر را مورد تایید قرار داد... 

 

 

من متهم می کنم رهبری جمهوری اسلامی را

 

چندین ساعت بعد از درگذشت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری پدر معنوی جنبش سبز، در حالیکه گروههای مختلف مردم و علاقمندان ایشان، سوگوارانه راهی قم شده تا در ماتم استاد شرکت کنند، ماموران کودتا خودروهای راهی قم را متوقف کرده و چندین تن از مسافران را دستگیر و به بازداشتگاه منتقل می کنند. اولین فردی که در این رابطه بازداشت شد، احمد قابل فعال صریح الهجه، پژوهشگر شاخص دینی و از شاگردان معظم له بود که هنگام عزیمت با خانواده و دوستانش از مشهد به قم دستگیر شد. قابل بارها بدلیل انتقادات صریح و عالمانه اش زندانی شده بود. (از جمله در سال ۱۳۸۰ پس از تحمل ۱۲۵ روز زندان انفرادی در اوین)

از نکات قابل ذکر در فعالیتهای وی، نامه های سرگشاده ای بود که طی چهار سال اخیر به علی خامنه ای نگاشت. قابل در نامۀ سرگشاده۱۶ خود در بهار سال ۱۳۸۴ به خامنه ای، از "استبداد دینی و سوء تدبیر" وی در اداره کشور انتقاد نموده و نتیجۀ پیروزی احمدی نژاد را چنین پیش بینی کرده بود "اندوختۀ سالیان دراز رنج و کوشش و سرمایه گذاری مادی و معنوی‌ مردم به تاراج بیگانگان و تروریست‌‌هایی از سنخ القاعده" می رود. احمد قابل همچنین خطاب به خامنه ای –مستندا- مواضع و عملکردهای قبل و اوایل انقلابش را یادآور شد و پیرامون دوران زمامداری وی نوشت "در دوران رهبری شما ستم دستگاههای قضائی، شبه قضائی و اطلاعاتی - امنیتی بیش از گذشته فزونی گرفته و قانون شکنی و قانون گریزی در آنها به یک روند تبدیل شده و مخالفان سیاست‌‌های شما، شدیدا سرکوب و با محرومیت‌‌های مختلف مواجه بوده‌‌اند."  وی مصادیق بارز عملکرد رهبری پیرامون قتل های زنجیره ای، ترورهای مخالفان سیاسی و اعتقادی، برخوردهای نامشروع و غیرقانونی با علما و مراجع منتقد، تعطیلی فلّه ای مطبوعات، بستن دست و پای دولتین آقای خاتمی و مجلس ششم و ... را برشمرده و به نقد کشید. او با بیان اینکه "اکنون موجودیت حکومت با خطر مواجه شده و کوره راهی برای ماندن باقی مانده است که شما را به پیمودن آن دعوت می‌کنم"، راه حلهایی از جمله "اعلام عفو عمومی در مورد تمامی سوابق سیاسی و امنیتی ایرانیان داخل و خارج و آزادی زندانیان، جدا کردن اعتبار و موجودیت نظام از اعتبار شورای نگهبان و مسئولان متخلّف، اعلام کتبی تضمین اجرای برنامه‌‌های رئیس جمهور منتخب و قبول نظارت سازمان ملل و کنفرانس اسلامی بر انتخابات کشور" را به خامنه ای پیشنهاد کرد. احمدقابل خطاب به رهبری هشدار داد "گمان نمی‌کنم در دیدگاه شما ماندن نظام و بقای عزتمندانه، بدتر از سناریوی جایگزین، یعنی حذف نظام جمهوری اسلامی و سرنوشتی مشابه میلوشوویچ ،ملاعمر و صدام حسین برای رهبری باشد." قابل همچنین خاطرنشان کرد "روحانیت بدون دانشِ مدیریت، مدعیِ حکومت شد و ولایت مطلقه را طلب نمود". 

این پژوهشگر دینی در نامه ای دیگر۱۷ خطاب به رهبر جمهوری اسلامی در بهار ۱۳۸۷ که اعتراضی به صدور حکم دادگاه ویژه روحانیت در مورد برادر فرهیخته ایشان (هادی قابل)* بود، خاطرنشان کرد "من به عنوان یک شهروند ایرانی ، رهبری و باند حاکم بر کشور را به براندازی سخت نظام جمهوری اسلامی از طریق ظلم های آشکار به مخالفان سیاست های باند حاکم ، اقدامات فراوان و گسترده علیه امنیت ملی، اهانت به ملت و خصوصا فرهیختگان ملت، نشر مکرر و گسترده اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و نقض شدید حرمت روحانیت متهم می کنم و روزی را انتظار می کشم که در جمهوری اسلامی، امکان رسیدگی عادلانه به این اتهامات از طریق دادگاهی علنی و با حضور هیأت منصفه و قاضی یا قضاتی بیطرف، وجود داشته باشد ." احمد قابل در نامه تظلم و سرگشادۀ دیگری۱۸در بهمن ۸۷ به آیت الله خامنه ای، وی را شریک ظلم و ستم‌های وارده به مخالفان و منتقدان سیاسی معرفی کرد و از پافشاری رهبر بر "سیاست‌های غلط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی" به شدت انتقاد و خاطرنشان کرد "تاکید رهبری بر این سیاست‌ها، بیش از فشارها و تحریم‌های بین‌المللی، به ملت و کشور صدمه زده است." وی پیرامون قدرت یابی مجدد احمدی نژاد نیز در آن نامه هشدار داد " باند حاکم بر کشور، همچنان نسبت به سکوت اکثریت ملت در برابر قانون‌شکنی ها و ستمگری‌های حاکمیت امیدوار بوده و دیر زمانی است که برای آن حساب ویژه‌ای بازکرده است. آنان از عدم مطالبه‌ حقوق از سوی آحاد ملت، بهره‌های هنگفتی برده‌ و قدرت مافیایی خود را در سراسر کشور گسترش داده‌اند و اکنون نیز در آستانه‌ انتخاب رئیس جمهور به نمایشی غیر واقعی از حضور ملت می‌اندیشند، تا از سبد افرادی که آنان گزینش می‌کنند، کسی را بر مسند نشانند که هیچ‌گونه تعرضی به قانون‌شکنی آنان نداشته باشد و راه را بر سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی شکست خورده‌ رهبری کشور نبندد ." 

 

اگر امروز آیت الله خامنه ای و حامیان وی، جنبش سبز و مخالفان را به براندازی نرم متهم می سازند، احمد قابل در نامه خود صراحتا رهبری و حامیانش را به "براندازی سخت" نظام از راهکار "ظلم های آشکار به مخالفان" متهم کرده بود.

این محقق کشور، اکنون در زندان و وضعیتی بلاتکلیف به سر می برد...

 

 

گولِ این حرفها و تظاهراتی که برایتان راه می‌اندازند را نخورید

 

دکتر محمد ملکی، از فعالان ملی- مذهبی و اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب که مواضع صریحش پیرامون انقلاب فرهنگی و نابسامانی های کشور معروف بوده و طی سالهای گذشته نیز بارها مورد احضار و بازداشت قرار گرفته، روز شنبه ۳۱ مرداد امسال و بعد از کودتای انتخاباتی بازداشت شده و اینک ماههاست در محبس به سر می برد. دکتر ملکی در نامه ای سرگشاده۱۹ خطاب به آیت الله خامنه ای در ارديبهشت ۱٣٨۷و بمناسبت بیست و هشتمین سالگرد تعطیلی دانشگاههای کشور، سیاست ها و عملکرد رهبری و همچنین وضعیت موجود کشور را مورد انتقاد جدی قرار داد و خطاب به وی گوشزد کرد "در برابر فساد بی‌حد، اعتیاد، خرافات، تن‌فروشی دختران، کارتن‌خوابی، چپاول و دزدی و رشوه‌خواری، ثروتهای کلانِ بادآورده، اختلافِ وحشتناکِ طبقاتی که آمار آنها از سوی مقاماتِ حکومتی منتشر می‌گردد، چه کسی مسئول است؟ این چه عدالت و برابری است که اگر دانشجویان، کارگران، معلمان، زنان و دیگر طبقاتِ دگراندیش، نقدی بر حاکمیت بزنند سروکار آنها با دادگاههای انقلاب و محرومیت از درس و کار و رفتن به زندان و هزاران بلای دیگر است." دکتر محمد ملکی همچنین به خامنه ای هشدار داد "نمیدانم آنچه در کشور می‌گذرد چگونه و تا چه اندازه به اطلاع شما می‌رسد امّا می‌دانم وضع بسیار بدتر از آن است که شما گاه‌گاه در فرمایشات خود به آنها اشاره می‌کنید. احتمالاً افرادِ بیت و دوستان و نزدیکان به شما می‌گویند که اکثریتِ قریب باتفاق مردم طرفدار رژیم هستند. گولِ این حرفها و تظاهراتی که صاحبان زر و زور و تزویر برایتان راه می‌اندازند را نخورید. بیایید برای نجات کشور، فرمانِ یک همه‌پرسی در مورد نظام ولائی را با تمام شرایط انتخابات آزاد و شفاف صادر فرمایید تا هر کس که شناسنامه ایرانی دارد بتواند در آن شرکت کند و حکومتِ دلخواه خود را بار دیگر پس از گذشت ٣۰ سال همانگونه که در ۱۲ اردیبهشتِ سال ۵٨ شد انتخاب نماید تا معلوم شود چند درصد مردم طرفدار نظام هستند."

دکتر ملکی با ۷۶ سال سن و کهولت و بیماری های متعدد، بعد از پنج ماه کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی به سر می برد...

 

 

سابقا برای دشمن خط و نشان می کشیدیم و امروز برای مردم خودمان

 

محمد نوری‌زاد، نویسندۀ سالهای نه چندان دورِ روزنامه کیهان، فیلم‌ساز و به‌خصوص مستندساز حامی نظام و مجری سالهای دور برنامه های جهاد سازندگی و روایت فتح که چند سال اخیر نیز به تألیف كتاب، نقد آثار ادبی، نگارش فیلمنامه و تولید آثار داستانی روی آورده بود، پس از کودتای انتخاباتی و بویژه پس از خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد آیت الله علی خامنه ای، نامه ای سرگشاده۲۰ خطاب به وی نوشت که یکی از سندهای تاریخی جمهوری اسلامی خواهد ماند. نوری زاد ابتدائا خطاب به ولیّ فقیه یادآور می سازد که طی دو دهه اخیر"با اشاره و تایید و نصب جنابعالی، شیفتگان و سربازان و اطرافیان و ماموران شما برمنصب های فراوان کشور قرار گرفتند... از شورای نگهبان تا قوه قضاییه. از فرماندهان سپاه تا فرماندهان ارتش. از امامان جمعه تا مجمع تشخیص مصلحت. از شورای انقلاب فرهنگی تا صداو سیما. هیچ منصب کلیدی نبود که منتصبین شما در آن حضور نداشته باشند. حتی نمایندگان مجلس خبرگان که به صورت ظاهر از جانب مردم انتخاب می شوند، پیشاپیش از فیلتر شورای نگهبان شما گذر می کردند..."

وی سپس خاطرنشان کرد در طول سالیان دراز، ما هرگز لذت یک روزنامه مستقل و صدا و سیمای مردمی را نچشیدیم..." نوری زاد پیرامون خطبه های نماز جمعه رهبری به وی خاطرنشان کرد "سابقا ما برای دشمن خط و نشان می کشیدیم، حالا کارمان بجایی رسیده است که باید برای بخشی از مردم خودمان خط و نشان بکشیم. این روند کار را بجایی می رساند که در فردای این نظام، جز دشمن، مردمی در کار نباشد..." وی آیت الله خامنه ای را دعوت کرد تا شاهد باشد "مسئولینی را که به راحتی نوشیدن یک شربت گوارا دروغ می گویند" و کشوری که به "دام روسیه و چین" افتاده است. او همچنین پیرامون سخنان احمد علم الهدی امام جمعه مشهد که بعد از انتخابات گفته بود "نخبگانی که وارد سیاست می شوند اگر ولایت پذیر نباشند ولایت ستیزند و ولایت ستیز یعنی ابن ملجم"، نوشت "چرا و به چه دلیلی یک رییس جمهور قبل از انتخابات برای یک امام جمعه، یک میلیارد تومان پول می فرستد؟ این در کجای عدل علی است؟" نوری زاد در انتها از خامنه ای تقاضا کرد که از مردم عذرخواهی نماید که "اگر این نشود و کار به تنگناهای انتظامی بکشد، ما رفته رفته این باقیمانده مردم را نیز از دست خواهیم داد و شما نیک تر از همه ما می دانید: نظامی که مردم نداشته باشد، چه دارد؟"  

نوری زاد اکنون در بازداشتگاه و در وضعیت بسیار وخیمی به سر می برد...

 

 

مگر این مملکت فقط متعلق به اقای خامنه ای و یک اقلیت پیروِ اوست؟

 

مهندس حشمت الله طبرزدی، از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت و از دانشجویان سابقا اصولگرا که «مجلۀ پیام دانشجو» خود را در سال ۱۳۷۴ با تیتر "امام خامنه ای" منتشر کرد و بعد از مدتی به جبهه معترضین ملحق شد، بارها بدلیل فعالیت سیاسی و روزنامه نگاری بازداشت و مجروج و زندانی گردیده است. وی که ماه پیش–در جریان سرکوب های بعد از عاشورا- بازداشت شد، در اسفندماه سال گذشته نامه ای سرگشاده۲۱ خطاب به آیت الله علی خامنه ای نوشته بود و با مقدمه ای پیرامون آنچه بر وی گذشته خاطرنشان کرد "شما رهبر جمهوری اسلامی هستید و من نیز از مخالفان شناخته شده هستم که در ۱۵ سال اخیر هر نوع زندان و شکنجه سفید و ضرب وشتم و محرومیت را تحمل کرده، اما به هر حال پذیرفته ام که برای رسیدن به آزادی و دموکراسی می بایست هزینه پرداخت کرد و این طبیعت هر رژیم سرکوبگر و ایدئولوژیک است که مخالفین خود را سرکوب کند." طبرزدی از اینکه گروهی از ماموران برای همسر وی ایجاد مزاحمت کرده و آسایش و حریم خصوصی زندگی آنها را مورد تجاوز قرار داده اند، ابراز نگرانی نموده و خاطرنشان کرد "امروز دستگاه اطلاعات آقای احمدی نژاد به همسر و حریم خانوادگی من حمله ور شده و هر آینه این امکان هست که مرا به عکس العمل وا دارند.این بازی خطرناک را دستگاه امنیتیِ ولی فقیه شروع کرده و مسئولیت آن نیز با شخص رهبر خواهد بود." وی بی پرده به رهبری گوشزد کرد "جناب اقای خامنه ای!شما با زور سپاه و دستگاه های امنیتی همه مخالفین را از میدان خارج کرده و حتا یاران دیروز یعنی آقایان رفسنجانی و خاتمی را نیز از دست داده اید، اگر چه آنها بنا به مصلحت و به صورت علنی حرفی نمی زنند. شما به خوبی می دانید که اکثریت قاطع مردم ایران از حکومت شما ناراضی هستند اما نیروهای امنیتی آنها را سرکوب می کنند.به خوبی می دانید که دولت احمدی نژاد حتا دربین اصولگرایان محافظه کار نیز طرفداری ندارد،اما از ترس شما یا از روی مصلحت سخنی نمی گویند..."

طبرزدی اکنون در سلول انفرادی زمان و جنبش را نظاره می کند...

 

هنوز مشخص نیست سرنوشت کسانی که جرات داشته، جسارت به خرج داده و دلیرانه معضلات کشور را سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی گوشزد کرده یا می کنند، چه خواهد شد...

 

 

۱- نامه سرگشاده احمد قابل به خامنه‌ای مورخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۴

۲-نامه سرگشاده محمد نوریزاد به خامنه‌ای مورخ ۲۹ خرداد ۱۳۸۸

۳-نامه سعیدی سیرجانی به خامنه‌ای مورخ تیر ماه ۱۳۷۳

۴-نامه سرگشاده دکتر قاسم شعله‌سعدی به خامنه‌ای مورخ آذر ۱۳۸۱

۵-نامه سرگشاده دکتر محسن سازگارا به خامنه ای مورخ ۲۹ بهمن ۱۳۸۷

۶-نامه نورالدین کیانوری به خامنه‌ای مورخ ۱۶ بهمن ۱۳۶۸

۷-استعفانامه سرگشاده آیت‌الله طاهری به خامنه‌ای مورخ ۱۸ تیر ۱۳۸۱

۸-نامه سرگشاده دوم سید ابراهیم نبوی به خامنه‌ای مورخ ۱۳ آبان ۱۳۸۸

۹-نامه سرگشاده امیرفرشاد ابراهیمی به خامنه‌ای مورخ ۲۶ آوریل ۲۰۰۳

۱۰-نامه سرگشاده دکتر عبدالکریم سروش به خامنه‌ای مورخ ۱۹ شهریور ۱۳۸۸

۱۱- نامه سرگشاده اکبر اعلمی نماینده به خامنه‌ای مورخ ۱۲خرداد ۱۳۸۸

۱۲-نامه سرگشاده دکتر پیام فاضل به خامنه‌ای مورخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۸

۱۳- نامه سرگشاده عبدالعلی بازرگان به خامنه‌ای مورخ تیر ۱۳۸۸

۱۴- در این زمینه می توان به نامه های سرگشادۀ بابک داد، مسیح علی نژاد، ۲۷ تن از اساتید دانشگاه، یک بسیجی سابق، انجمن مطالعات خاورمیانه، بیش از ۸۸ تن از اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران، یک فرهنگی و تعدادی از فرماندهان سابق جنگ نیز اشاره کرد.

۱۵- نامه سرگشاده احمدزیدآبادی به خامنه‌ای مورخ ۲۲ فروردین ۱۳۸۸

۱۶- نامه احمد قابل – همان منبع

۱۷-نامه سرگشاده احمد قابل به خامنه ای مورخ فروردین ۱۳۸۷

۱۸- نامه سرگشاده احمد قابل به خامنه ای مورخ بهمن ۱۳۸۷

۱۹- نامه سرگشاده دکتر محمد ملکی به خامنه ای در اردیبهشت ۱۳۸۷

۲۰- نامه نوری زاد- همان منبع

۲۱- نامه مهندس حشمت الله طبرزدی به خامنه ای مورخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۷

 

*آقای هادی قابل هادی قابل از سوی دادگاه ویژه روحانیت به اتهاماتی واهی چون "اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب، توهین به مقامات و هتک حیثیت روحانیت" به 40 ماه حبس و خلع لباس محکوم شده بود.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/03ساعت 16:27  توسط مهدی 

مردم ماراهمراهی کنید

۲۲بهمن سبزباشمامردم ایران:

بمناسبت آغازماه بهمن اخبارموج سبزرادر۲۲بهمن ازمابگیرید:

آدرس سایت:www.greenpeople.blogfa.com

۲۲بهمن به خیابانهای مختلف شهرمی آئیم وتهران راسبزمی کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/30ساعت 17:53  توسط مهدی 

مرعشی دربرابر اهانتها به هاشمی موضع گرفت

مرعشی: چرا از ظرفیت هاشمی برای حل بحران استفاده نمی شود؟

شبکه جنبش راه سبز( جرس ) : حسین مرعشی در یادداشتی که سایت نواندیش آن را منتشر کرده دیدگاه خود را برای حل مشکلات کشور بیان کرده است . وی معتقد است که هاشمی رفسنجانی قادر به حل بحران است.

در بخشی از یادداشت وی آمده است:. "آیت الله هاشمی رفسنجانی را همه به خوبی می شناسند، چرا که ایشان از یاران امام(ره) بوده اند که با انقلاب پیوند ناگسستنی و عمیقی دارند. از این رو می توان گفت اگر در شرایط فعلی ایشان صحبتی می کنند، به طور قطع صحبتی بی حکمت نبوده است. از سوی دیگر کسانی که ایشان را از نزدیک و به خوبی می شناسند، بر این مساله واقفند که ایشان همیشه در راستای نظام و اهداف و اندیشه های امام خمینی(ره) صحبت و حرکت کرده اند و در جهت تلطیف فضای عمومی کشور و از بین رفتن کدورت ها کوشا بوده اند. ایشان در صحبت های اخیر خود با رعایت چارچوب های خاص و ظرافت بسیار به نکاتی اشاره داشتند که بهتر است، بیش از گذشته به آنها توجه شود."

در ادامه آمده است : مثلاً این نکته که آقای هاشمی به آن اشاره داشتند که باید فضای نقد به وجود آید و با نقدها برخوردی مناسب صورت گیرد از نکات ظریف و قابل توجه است. چون آقای هاشمی همیشه فردی متعهد به نظام جمهوری اسلامی بوده است صحبت های ایشان همیشه در جهت بهبود اوضاع و در جهت پیشبرد امور در چارچوب نظام جمهوری اسلامی است بنابراین با توجه به این مساله باید توجه داشت که مورد توجه قرار دادن توصیه ها و صحبت های بزرگان و دلسوزانی همچون آقای هاشمی می تواند مسائل و اختلافات موجود در کشور را از بین ببرد.

وی همچنین آورده است که نباید فراموش کرد که جهل، دشمن اصلی کشور ماست. مساله دیگری هم که در رابطه با آقای هاشمی و صحبت های ایشان باید در نظر گرفت این است که ایشان در گذشته راهکارهایی را ارائه کردند که بارها و بارها چه در مطبوعات و چه در سایر رسانه ها به آن پرداخته شد اما متاسفانه آن طور که انتظار می رفت، رعایت نشد. یکی از صحبت های اخیر هم که امام جمعه مشهد در رابطه با آقای هاشمی بیان داشته اند در این راستا بوده است که ایشان سنگ زیرین انقلاب اند و از انقلاب جدایی ناپذیر هستند. به عقیده من این مساله کاملاً درست است اما اگر دیگران به این مساله به این اندازه واقفند چرا از ظرفیت، توانایی و دانش های سیاسی ایشان استفاده نمی شود که اگر استفاده می شد هرگز شاهد برخی موارد نبودیم. اگر معتقدیم ایشان سنگ زیرین انقلاب است، چرا اجازه هتاکی به ایشان را به برخی می دهیم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/30ساعت 17:51  توسط مهدی 

سیدابراهیم نبوی وشربت سبز

یک قاشق شربت سبز

سید ابراهیم نبوی

نفرت یا شیفتگی، نشانه های بالینی سیاست انقلابی است. واژه " انقلابی" را شاید به تسامح بکار برده باشم، اگر کمی دقیق تر نگاه کنیم، احساس عاطفی عشق و نفرت را در رفتارهای پوپولیستی، توتالیتر، فاشیستی، ایدئولوژیک و در بسیاری موارد دینی می توانیم پیدا کنیم. شاید بگوئید که دین به عنوان یک روش، مدل اصلی همه انواع سیاستهای ایدئولوژیک مانند توتالیتاریسم، فاشیسم و لنینیسم است. فرق زیادی نمی کند. اگر که پوپولیسم را آنقدر بزرگ و فراخ ببینیم که تبلیغات سیاسی جامعه مصرفی را هم در آن جای بدهیم. شنیدن اینکه عاشق اوباما و خاتمی هستم، یا از حماس و آریل شارون متنفرم، نشانه های همین شیفتگی و نفرتی است که در رفتار سیاسی جامعه بیمار یا بیمار سیاسی می توان دید.

تقریبا اکثر جوامع به نوعی از نظر سیاسی بیمارند، چه، اکثر جوامع از همین منظر عقب مانده اند. از همین روست که نفرت و شیفتگی در بسیاری از رفتارهای سیاسی دیده می شود. شاید این یک راه ساده برای جوامعی باشد که سیاست در آنها تبدیل به رفتار حرفه ای و حزبی نمی شود و فقط گاهی در هنگام انتخابات، یا در شورش های ملی، یا شورش های اعتراضی دیده می شود. و قبول کنید که ایجاد نفرت یا شیفتگی برای یک سیستم تبلیغاتی روش پایدارتری در جنگ سیاسی است، از بوش متنفریم، عاشق اوباما هستیم. هیچ چیز بوش خوب نیست، حتی اینکه زنش یک کتابدار معمولی است و همه چیز اوباما خوب است، حتی مدل لباس زنش که تصادفا این یکی واقعا خوش لباس است. هیچ چیز خاتمی بد نیست، حتی راه رفتنش، حتی سازش کردنش، حتی بی نظم بودنش. و همه چیز خامنه ای بد است، حتی علاقه اش به شعر و کتاب. اگر ساده زیست باشد، ساده زیستی می شود یک ودیعه الهی، در حالی که اگر از او متنفر باشیم، ساده زیستی می شود یک ریاکاری وحشتناک. همه چیز صددرصدی است.

به نظرم می رسد که ما حداقل به سه نوع جنون شناخته شده سیاسی مبتلا بودیم، می گویم بودیم، چرا که جنبش سبز با به میان آوردن بخش وسیعی از طبقه متوسط که معمولا اخلاق مجنونانه ندارد، تا حدی از این بیماریها فاصله گرفته است. اما هنوز نشانه های برخی از انواع جنون در رهبران جنبش سبز، یا در رهبران جامعه سیاسی مخالفان حکومت، دیده می شود. اینکه چرا مساله را در میان حکومتی ها بررسی نمی کنم، شاید به این دلیل است که نشانه امید و بهبودی در آنها کمتر دیده می شود. اگر خواستید بر آنها نمرده نماز کنید، من فتوایش را می دهم.

جنون بیگانه ستیزی یکی از مهم ترین انواع بیماری در جامعه ماست، اکثر ما ایرانیان از بیگانگان در هر حال متنفریم، مگر از تعدادی از افرادی که شخصا می شناسیم. عرب ها را سوسمارخوار، افغانی ها را دزد و انگلیسی ها را توطئه گر می دانیم. البته یادمان نمی رود که ایران، در طول تاریخ خود چهار بار مورد حمله گسترده اقوام و کشورهای خارجی قرار گرفته، ولی این بیگانه ستیزی که گاه تا سر حد دشمنی با هر کسی که ایرانی نیست، پیش می رود، سابقه تاریخی دارد. و این سابقه هم فقط مخصوص ما نیست، تقریبا در بخش وسیعی از دنیای عرب بیگانه ستیزی یک ارزش اخلاقی است. داستان بیگانه ستیزی در ایران گاه به جاهای خنده داری می رسد، درست در همان زمانی که همه معتقد بودند شاه نوکر آمریکاست، خود شاه تلاش می کرد تا به هر نحو می تواند روی آمریکایی ها را کم کند. سالها مردم ما از حکومت متنفر بودند، چون آن را عامل بیگانگان می دانستند، حکومت هم از روشنفکران و سیاستمداران متنفر بود، چون آنها را عامل بیگانه می دانست و عجیب است که مردم در این میان بیش از دولت و روشنفکران شیفته فرهنگ فرنگی می شدند. جنبش سبز تا حد زیادی این بیگانه ستیزی را رسما و علنا انکار کرد. شاید کمتر کسانی بتوانند به ارزش واقعه سیزده آبان یا شانزده آذر یا روز قدس پی ببرند. مردمی که ایستاده بودند و علنا علیه بیگانه ستیزی شعار می دادند و به این اندیشه بودند که همواره حکومت ضعف های خود را پشت سر دشمنی با بیگانه ای پنهان می کند که وجود واقعی ندارد. شاید این سووال برای بسیاری هنوز مطرح نشده که چگونه ایران با این موقعیت سوق الجیشی دارای تضاد منافع با آمریکا و اسرائیل و انگلیس است، ولی با چین و روسیه تضاد منافع ندارد؟

سویه دیگر قضیه نیز آزاردهنده است، و آن شیفتگی بی انتهای مردم در مقابل خارجی و فرنگ است. اینکه همه توطئه ها زیر سر خارجی هاست، و آنها در همه جا دست دارند، و آنها همه با هم ارتباط دارند، بخش هایی از شیفتگی ناگفته ما در برابر آنهاست. به نظرم می رسد که گسترش رابطه ایرانیان داخل و خارج، توسعه اینترنت، جنبش اصلاحات و بیش از همه جنبش سبز، توانست تلقی ایرانیان نسبت به فرنگی ها را واقعی کند. نه شیفته و نه متنفر، تصویری نسبتا واقعی از مردمانی که در جهانی دیگر زندگی می کنند. می خواهم بگویم که جنبش سبز یک راه بزرگ و مهم ورود ایرانیان به عرصه خبری و فکری جهان بود، کاری که در عصر اصلاحات آغاز شده بود. نمی خواهم بگویم که ما ایرانیان چرا خودمان را به فرنگی ها خوب معرفی نکردیم. اصلا این وظیفه ما نیست، آنها نیز وظیفه داشتند و دارند که به عنوان یک مرکز مهم تمدنی به ایران نگاه کنند. اینکه هنوز برخی از آمریکایی ها ایرانی ها و عرب ها را اشتباه می گیرند، اشکالی بر ایرانی ها و عرب ها نیست، اشکال از آمریکایی است که به خودش زحمت نداده است تا حداقل تاریخ یا جغرافیا را خوب بخواند، ضمن اینکه بخش وسیعی از جهان، ایران را بخوبی می شناسند. نمی خواهم به این سو یا آن سو نگاه کنم، مساله اصلی رسیدن به تعادل در نگاه به جهانی بیرون جغرافیای ماست. جنبش سبز به دلیل ماهیت طبقه متوسط بیش از هر زمانی نگاه ما را به جهان واقع گرا کرد.

جنون دیگری که اگر گنجی را نکشد، مطمئنا مرا خواهد کشت، جنون دین ستیزی است. رابطه من و گنجی را به هم نزنید و از این جمله چنین برداشت نکنید که من قصد دارم گنجی را دین ستیز معرفی کنم. اما برخی شیوه های او و بسیاری از ایرانیان را در مباحث دینی نمی پسندم. بسیاری از ما ایرانیان، بخصوص روشنفکران ما، عادت دارند تلافی تمام ظلم و مصیبتی که در ایران و از دست حکومت استبداد دینی کشیده اند، تا همین نیم ساعت آینده از همه مسلمین جهان بستانند. بسیاری از روشنفکران ما، معمولا اعتقادات دینی یا ایمانی خودشان را شخصی و درست می دانند، اما به دیگران حق نمی دهند مثل آنها باشند. طرف اسمش " سید اسدالله جدید الاسلام" است، آنوقت به من می گوید چرا اسم تو " سید ابراهیم نبوی" است! بسیاری از روشنفکران ما توجه نمی کنند که با معیارهای عقلانی، وارد حوزه ایمانی شدن، کاری خطرناک است. این خطری نیست که باید با افتخار از آن یاد کنیم، این خطری کمابیش احمقانه است که باید از آن اجتناب کنیم. وقتی مطمئن هستیم که بیان چیزی هر چند حقیقت، گروهی از مردمان عادی و خوب را به دشمنی می کشاند، چه لزومی دارد این کشف حقیقت فوری؟ نیم ساعت صبر کنید. تمام نمی شود. همه مسلمانان جهان را به یک چوب راندن، و جایی برای مومنانی که فلسفه دین نمی دانند و نمی خواهند و تنها با ایمان خدا و شریعت او حال می کنند و کاری هم به میز بغلی ندارند، قائل نبودن، از خردمندی و کیاست دور است.

کسانی که به دنبال هر حجابی خطر اسلام گرایی را می بینند، ناخواسته مسلمانان را بسوی بنیادگرایی سوق می دهند. و کسانی که دائما اصرار می کنند تا اثبات کنند دین با دموکراسی و تمدن سازگار نیست، عملا باعث فاصله گرفتن عموم مسلمانان با دموکراسی می شوند. ما ایرانیان زهر حکومت دینی را چشیده ایم و زشتی تعصبات دینی را حس کرده ایم، اما اگر خردمند باشیم، نباید به تعصب و کوردلی دامن بزنیم، کاری که می کنیم. گاهی اوقات به نظر من به دلیل درک " بیرون از ایران" و " درون ایران" مفاهیم برای مردمان این سو و آن سوی آب فرق می کند. وقتی مردم داخل از عاشورا حرف می زنند، آن را به عنوان آئینی می بینند که چهارصد سال بوده و سی سال است که نوحه های عاشورا از کافی به " رپ آبادانی" و " ترانه های مهستی" و ریتم حسن خشتک رسیده است. آنها عاشورا را چیزی دیگر می بینند، اما در بیرون داستانی دیگر است. در بیرون ایران آئین های دینی وجود و نماد روشنی ندارد، حداقل در دنیای غرب، به همین دلیل تلقی معوجی از آن دیده می شود.

آنچه ما در حوزه دین می کنیم، و توهین هایی که به مسلمانان روا می داریم، بسیار وحشتناک است و جز به توسعه بنیادگرایی نخواهد رسید. اصولا سوق دادن مسلمانان به سوی سیاست و تلقی سیاسی از دین یا تلقی دینی از سیاست، محل درگیری است که باید شدیدا از آن اجتناب کنیم. شاید یکی از بزرگترین ارزش های جنبش سبز، بازگرداندن دین و رفتار دینی به سرجای خودش است. مردم ما گاهی نماز می خوانند و گاهی نمی خوانند، آنها الله اکبر را می گویند و فرقی با مرگ بر دیکتاتور برایشان ندارد، برای بسیاری از ایرانیان ترانه " الله اکبر" روز 22 بهمن همچنان دلنشین است، چون آن را در روزهای خوش شنیده اند. اما گوئی که یادشان می رود مردمان دیگر هم می توانند و می توانستند روزی خوش داشته باشند.

جنبش سبز، جنبشی دینی نیست، اما بسیاری از رهبران آن اهل دین اند و مسلمانانی دموکرات اند، از سوی دیگر یادمان نرود که دین ستیزی ما براحتی می تواند زندگی مردم داخل ایران را با خطر مرگ مواجه کند. اینکه برخی از دوستان ما به روشنفکران هشدار می دهند که از دادن شعارهای اسلامی اجتناب کنند، نوعی فرافکنی با خود است. بسیاری از سکولارهای کشور ما، در سال انقلاب، از تندترین شعارهای دینی و حکومت دینی دفاع می کردند و حالا به مرتبه سکولاریسم عروج کرده اند. در حالی که نسل موجود، اشتباه آنان را تکرار نمی کند، این نسل برخلاف نسل قبلی اهل کتاب خواندن است و هر چیزی را سر جای خود می گذارد.

جنبش سبز جنون ضد دینی را رها کرد و در کنار آن جنون ضد چپ را که یکی دیگر از عوارض بیماری های سیاسی ماست. جنون ضد چپ بودن، که تقریبا همه زیستگان و پرورش یافتگان سی سال بعد از انقلاب آثار آن را در خود دارند، یکی دیگر از بیماری های خطرناک ماست. می خواستم در همین جا به جنون ضد چپ بپردازم و زیان هایی که هیستری ضد چپ بودن به ما زده است را بگویم، اما انگار این مهم، فرصتی دیگر می طلبد.

جنبش سبز، یکی از بی عقده ترین حرکت های اجتماعی دوران ماست، اگرچه در یکی از سخت ترین روزها به ثمر نشسته است. این جنبش به دور از جنون بیگانه ستیزی، جنون دین ستیزی و جنون چپ ستیزی، کار خود را می کند و راه خود را می رود. هر گاه دچار یکی از این حالات جنون شدید، شیشه شربت سبزی که بالای سرتان است بردارید و یک قاشق در روز مصرف کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/30ساعت 17:42  توسط مهدی 

احتمال آزادی صفائی فراهانی

صفایی فراهانی  احتمالا امروز آزاد می‌شود

شبکه جنبش راه سبز (جرس): وكیل مدافع محسن صفایی فراهانی از احتمال آزادی موكلش از زندان اوین خبر داد.

هوشنگ پوربابایی در گفتگو با ایسنا، با بیان این مطلب، اظهار داشت:«از سوی دادگاه وثیقه 700 میلیون تومانی برای محسن صفایی فراهانی صادر شده است كه وثیقه مذكور، از سوی خانواده موكل تودیع شده و موكل احتمالا امروز آزاد می‌شود.»

اتهامات محسن صفایی فراهانی در پرونده، اقدام علیه امنیت، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مسوولان و نشر اكاذیب، مطرح شده كه در مورد اتهامات اقدام علیه امنیت و فعالیت تبلیغی علیه نظام، موكل به شش سال حبس تعزیری محكوم و در مورد اتهامات توهین به مسوولان و نشر اكاذیب به جهت فقدان دلیل، تبرئه شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/30ساعت 17:40  توسط مهدی 

لاریجانی :دولت نتوانسته است تورم را كنترل كند

رئیس مجلس : کشور را  نمی توان با تخیلات اداره کرد

 

 

شبکه جنبش راه سبز (جرس): رئيس مجلس تاكيد كرد:.كشور بايد با واقع‌بيني و در چارچوب‌هاي قانون اساسي اداره ‌شود نه با تخيلات افراطي كه هدفي خاص را دنبال مي‌كنند.
به گزارش ايلنا، علي لاريجاني كه به استان مركزي سفر كرده است در جلسه شوراي اداري اين استان گفت: اگر فضاي كشور آشفته شود سرمايه‌گذاري داخلي و خارجي هيچ‌گاه در اقتصاد كشور صورت نخواهد گرفت.وی افزود:  بعضي خواهان آن هستند كه موارد خرد را برجسته كنند و كشور را در دالاني از تشتت سياسي قرار دهند كه اين امر باعث فرار سرمايه و عدم توسعه اقتصادي كشور مي‌شود.
 او حوادث پس از انتخابات را نشانه تضعيف جايگاه منافع ملي و امنيت ملي ذكر كرد و گفت: جايگاه ايران در منطقه و تاثيرگذاري و نفوذي كه طي ۳۰سال گذشته كشورمان در منطقه ايجاد كرده بود حيرت‌آور و سمبل يك كشور صاحب دموكراسي با محوريت اسلامي بود كه اين حوادث جايگاه كشور را به لحاظ منافع ملي و امنيت ملي متزلزل كرد و باعث وسوسه دشمنان انقلاب شد.   به گفته لاريجاني شاخص نرخ تورم در برنامه چهارم توسعه ۹/۹درصد پيش‌بيني شده بود كه در ارزيابي عملكرد اين برنامه از سوي ديوان محاسبات در حال حاضر نرخ تورم ۵/۱۵درصد است كه اين نشان مي‌دهد دولت نتوانسته است تورم را كنترل كند.   وي همچنين از افزايش رشد نقدينگي ۳۳ درصدي براساس شاخص‌هاي ديوان محاسبات در پي چهار سال گذشته خبر داد و گفت: اين در حالي بود كه رشد نقدينگي در برنامه چهارم 20 درصد پيش‌بيني شده بود و همين امر يكي از دلايل عمده افزايش تورم در كشور طي چهار سال گذشته بوده است. رئيس قوه مقننه به رشد سرمايه‌گذاري و رشد توليد ناخالص داخلي و سرانه داخلي نيز اشاره كرد و تاكيد كرد: اين شاخص‌ها نيز در مقايسه با برنامه چهارم هيچگونه رشدي نيافته‌اند.
وي ادامه داد: رشد سرمايه‌گذاري را در برنامه چهارم ۲/۱۲درصد و رشد توليد ناخالص داخلي ۸ درصد و رشد توليد ناخالص سرانه ۶/۶درصد در برنامه چهارم اعلام شده بود كه اين ارقام به ترتيب ۸/۴ درصد   ۲۵/۶درصد و ۳/۴درصد عملكرد مورد ارزيابي قرار گرفته‌اند و نسبت به برنامه پايين‌تر از ميزان ارقام اعلام شده است و اين موضوع نشان مي‌دهد كه شاخص‌هاي اصلي كشور با رشد سرمايه فاصله زيادي دارد و برنامه چهارم بايد كالبدشكافي شود تا بتوانيم برنامه پنجم را بدون كمترين نقصي و اشكالي تدوين و به تصويب برسانيم. لاريجاني تاكيد كرد: عملكرد ضعيف دولت در اجراي برنامه چهارم نشان از عدم نظام برنامه‌ريزي و بودجه‌ريزي كشور در فضاي توهمي آن حكايت مي‌كند.
وي به انضباط كاري در اصل ۴۴ تاكيد كرد و گفت: اجراي برنامه چهارم به خوبي اين موضوع را به ما نشان داد كه بدون انضباط و تك‌عملياتي كردن شاخص‌هاي واقعي به دست نمي‌آيند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/30ساعت 17:38  توسط مهدی 

مرگ پرابهام یک زندانی سیاسی در زندان اوین

 
یک زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان اوین جانباخته است.

خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان: مرگ یک زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد صبح امروز از سوی بهدای زندان اوین تائید شد.

به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، "البرز قاسمی" زندانی سیاسی متهم به محاربه از طریق عضویت در یک سازمان سیاسی که از سرطان پیشرفته معده نیز در رنج بود، در پی وخامت وضعیت جسمی که نشعت گرفته از محرومیت بلند مدت این زندانی از خدمات پزشکی و مرخصی استعلاجی بود روز گذشته به بهداری زندان اوین منتقل و صبح امروز مرگ وی تائید شد.

گزارش شده است این زندانی که در بند 350 زندان اوین به همراه برادر خود "حمید قاسمی" نگهداری میشد، در روزهای اخیر حتی قادر به حرکت کردن نبوده و دچار بی اختیاری ادرار شده بود، علیرغم تلاش های زندانیان و خانواده وی، بهداری و مسئولان مربوطه در زندان اوین تا روز گذشته حاضر به ارائه خدمات درمانی به وی نشده و تنها پس از پیگیری های مستمر روز گذشته این زندانی را به بهداری زندان اوین منتقل کردند، در حالیکه بیماری وی و رسیدگی پزشکی به ایشان مستلزم حضور در مراکز تخصصی پزشکی بوده است.

لازم به توضیح است، البرز و حمید قاسمی، به اتهام همکاری با یک سازمان سیاسی به محاربه متهم، در دادگاه اولیه محکوم به اعدام و در دادگاه تجدید نظر به حبس ابد محکوم شده اند، از تاریخ و جزئیات پرونده کماکان اطلاعی در دست نیست، گزارشات تکمیلی در این رابطه منتشر خواهد شد.

منبع خبر : خبرگزاری هرانا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/30ساعت 17:33  توسط مهدی